ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 121
تاريخ رشيدى ( فارسي )
هميشه به شكل واحدى از آنها نام نمىبرد ، ديگر آنكه به عادت همه آسيايىها وقتى به توصيف ناحيهاى اقدام مىكند از بخش يا شكل جغرافيايى به عنوان سرحد سخن مىگويد اما روشن نمىسازد كه داخلى است يا بيرونى - يعنى آيا آن ناحيه محدود ، رشته كوه يا درياچه ، در داخل ناحيهاى قرار دارد كه وى از آن سخن مىگويد يا در بيرون از آن قرار گرفته . علاوه بر مبهمات در مورد تصرف اتفاقى مغولستان از سوى خانان مغول نيز تناقضاتى موجود است . اينها اگرچه هميشه آن را حق قانونى خود مىدانستند اما به ندرت بيش از يك يا چند محل ، يا ناحيهء داخل مرزهاى آن را در اختيار مىگرفتند و حتى معمولا قادر به نگهدارى اين نواحى براى مدتى طولانى نبودند . بنابراين فرغانه عملا نمىتوانسته بخشى از ممالك خانان مغول را تشكيل دهد هرچند كه در اصطلاح جغرافيايى ممكن است فرغانه مشمول « منگلاى سويه » بوده باشد . به هر حال ، با اين ترتيب و براى نشان دادن توصيفات مؤلف ، مناسب است كه بگوييم فرغانه اسما ضميمه مغولستان و آلتى شهر بوده ، به طورى كه پس از در نظر گرفتن مقتضياتى كه در ادوار مختلف براى ترقى و تنزل صورت گرفته ، شايد بتوان عبارت زير را ( تا حد امكان ) بيانيهاى محسوب داشت براى وسعت ممالك خانان مغول ، از حدود نيمه قرن چهاردهم تا نيمه قرن شانزدهم . بخش مركزى وجود نداشت ، اما مغولستان - يا همچنانكه در اوايل آن دوره گفته مىشد ، جته - كه يك « مرغزار » يا سرزمين چوپانى خاص ، و خطّه اصلى قبيله غالب بود ، مىتوانست بخش اصلى محسوب گردد . مرز غربى آن به استان شاش ، تاشكند فعلى محدود مىشد كه ظاهرا شامل تمام اراضى سفلاى دره سيحون ، اندكى از قسمت علياى خجند تا حدود فرعى اريس « 1 » بود و شهرهايى از قبيل شاهرخيه ، تاشكند و سيرام را در برمىگرفت - در شرق اين قطعهء يك نواخت زراعتى ، بلافاصله ارتفاعاتى ديده مىشود كه آن را از دره طالاس عليا جدا مىسازد ، و به نظر مىرسد كه اين رشته كوهها يا ارتفاعات ، مرز معمولى و كلى مغول را تشكيل مىداده . در امتداد شمال شاش ، ولايت
--> ( 1 ) . syra .